طراحی سیستمهای انگیزشی در محیطهای کاری هوشمند
هدف: هدف این مطالعه مروری تحلیل و تبیین ابعاد و مؤلفههای طراحی سیستمهای انگیزشی در محیطهای کاری هوشمند با تمرکز بر تلفیق فناوری، عوامل انسانی و راهبردهای سازمانی بود.
روشها و مواد: این پژوهش از نوع مطالعات مروری کیفی بود و دادهها صرفاً از مرور ۱۲ مقاله علمی منتخب گردآوری شد. تحلیل دادهها با روش مضمونیابی کیفی و استفاده از نرمافزار Nvivo 14 انجام شد. فرآیند انتخاب مقاله بر اساس معیارهای مرتبط بودن، اعتبار علمی و دسترسی کامل به متن صورت گرفت و تحلیل تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت.
یافتهها: تحلیل دادهها سه مضمون اصلی را آشکار ساخت: ۱) فناوری و هوشمندی، شامل هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، محیطهای تعاملی دیجیتال و بازیسازی فرایندهای کاری؛ ۲) ابعاد انسانی و روانشناختی، شامل خودکارآمدی دیجیتال، انگیزش درونی، عدالت سازمانی، یادگیری مستمر و تعامل انسان–ماشین؛ و ۳) ساختار و راهبردهای سازمانی، شامل سیاستگذاری انگیزشی هوشمند، فرهنگ سازمانی دیجیتال، رهبری تحولآفرین، نظام ارزیابی عملکرد هوشمند و طراحی تجربه کاری هوشمند. یافتهها نشان دادند که تلفیق هوشمندانه این ابعاد موجب افزایش انگیزش، رضایت شغلی و تعهد سازمانی میشود و پایداری انگیزش در محیطهای کاری هوشمند را تضمین میکند.
نتیجهگیری: طراحی سیستمهای انگیزشی در محیطهای کاری هوشمند مستلزم یک رویکرد چندبعدی است که فناوری، انسان و ساختار سازمانی را همزمان در نظر گیرد. بهرهگیری از ابزارهای هوشمند، ایجاد فرهنگ سازمانی دیجیتال و رهبری تحولآفرین دیجیتال، زمینهساز ارتقای انگیزش و عملکرد کارکنان است. این مطالعه چارچوب مفهومی جامعی ارائه میدهد که میتواند مبنای طراحی سیستمهای انگیزشی در سازمانهای دیجیتال و تحقیقات آینده در حوزه مدیریت منابع انسانی هوشمند قرار گیرد.
مروری انتقادی بر مفهوم «سازمان یادگیرنده دیجیتال»
هدف: هدف این پژوهش بررسی مفهومی، ساختاری و چالشمحور سازمان یادگیرنده دیجیتال در ادبیات علمی و ارائه درکی انتقادی از ابعاد، فرایندها و پیامدهای آن است.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع مروری کیفی و با رویکرد تحلیل محتوای انتقادی انجام شد. در مرحله جمعآوری دادهها، جستجوی نظاممند در پایگاههای علمی معتبر بینالمللی (نظیر Scopus، Web of Science، ScienceDirect) انجام گرفت و در نهایت ۱۲ مقاله علمی–پژوهشی که معیارهای ورود را داشتند، انتخاب شدند. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار Nvivo نسخه 14 و از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی تا مرحله اشباع نظری انجام شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد سه مضمون اصلی در ادبیات سازمان یادگیرنده دیجیتال برجستهاند: ۱) زیرساختهای تحول دیجیتال شامل فناوری، رهبری و فرهنگ سازمانی، ۲) فرایندهای یادگیری دیجیتال شامل یادگیری خودتنظیمی، تیمی، شخصیسازیشده و مبتنی بر تعامل انسان–ماشین، و ۳) پیامدها و چالشها شامل افزایش چابکی، رشد سرمایه انسانی، در کنار دغدغههای فرهنگی، فناورانه و اخلاقی.
نتیجهگیری: مفهوم سازمان یادگیرنده دیجیتال تلفیقی از فناوری، انسان و فرهنگ است که نیازمند نگاه کلنگر، سیاستگذاری هوشمندانه و آمادگی سازمانی در مواجهه با پیچیدگیهای یادگیری در عصر دیجیتال میباشد. همچنین، تنها در صورت همراهی زیرساخت فناورانه، فرهنگ یادگیرنده و رهبری مشارکتی میتوان به پایداری یادگیری دیجیتال دست یافت.
مدیریت منابع انسانی در سازمانهای هوشمند: مروری بر پارادایمهای نوین
هدف: هدف این مطالعه شناسایی و تحلیل پارادایمهای نوین مدیریت منابع انسانی در سازمانهای هوشمند و بررسی نقش فناوری، رهبری و فرهنگ سازمانی در تحول منابع انسانی است.
روشها و مواد: این پژوهش یک مطالعه مروری نظاممند کیفی است که بر اساس تحلیل ۱۲ مقاله منتخب منتشرشده بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ انجام شد. دادهها صرفاً از طریق مرور متون و مقالات علمی جمعآوری شدند و تحلیل دادهها با رویکرد تحلیل محتوای کیفی استقرایی در نرمافزار Nvivo 14 انجام شد. فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی برای استخراج مضامین اصلی، زیرمضامین و مفاهیم کلیدی استفاده شد و تحلیل تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت.
یافتهها: نتایج نشان داد که مدیریت منابع انسانی در سازمانهای هوشمند مبتنی بر سه محور اصلی است: تحول دیجیتال در منابع انسانی، رهبری و یادگیری هوشمند، و فرهنگ دادهمحور و چابک. فناوریهای هوشمند، شایستگیهای دیجیتال کارکنان و یادگیری سازمانی نقش کلیدی در افزایش چابکی، نوآوری و عملکرد سازمانی دارند. همچنین، رهبری تحولگرا و دیجیتال، مدیریت دانش، رفاه و انگیزش کارکنان و برند کارفرمایی هوشمند بهعنوان عوامل حیاتی در موفقیت این سازمانها شناسایی شدند. فرهنگ دادهمحور و رعایت اصول اخلاق دیجیتال نیز از عناصر مهم در تقویت اعتماد، شفافیت و یادگیری سازمانی است.
نتیجهگیری: مدیریت منابع انسانی در سازمانهای هوشمند بهعنوان یک پل میان فناوری و سرمایه انسانی عمل میکند و موفقیت آن وابسته به ادغام داده، شایستگی انسانی و فرهنگ سازمانی است. استفاده از فناوریهای نوین، توسعه شایستگیهای دیجیتال و تقویت رهبری تحولگرا و فرهنگ یادگیرنده، برای تحقق سازمان هوشمند ضروری است.
نوآوری در ارزیابی عملکرد کارکنان بر پایه الگوریتمهای هوشمند: یک مرور نظاممند کیفی
هدف: هدف این مطالعه شناسایی مؤلفهها و الگوهای نوآورانه در ارزیابی عملکرد کارکنان با تکیه بر الگوریتمهای هوشمند در محیطهای دیجیتالمحور است.
روشها و مواد: این پژوهش با رویکرد مرور نظاممند کیفی و استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. دادهها از میان ۱۲ مقاله علمی معتبر منتشرشده بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ انتخاب و با استفاده از نرمافزار NVivo 14 تحلیل شد. معیار انتخاب شامل تمرکز بر ارزیابی عملکرد، الگوریتمهای هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، و تحول دیجیتال در منابع انسانی بود. دادهها به روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند تا به اشباع نظری برسند.
یافتهها: نتایج تحلیل مضمون سه محور اصلی را نشان داد: (1) کاربرد الگوریتمهای هوشمند در تحلیل و پیشبینی عملکرد کارکنان، (2) تحول دیجیتال در فرآیندهای ارزیابی منابع انسانی و استفاده از دادههای رفتاری، و (3) طراحی شاخصها و مدلهای نوآورانه ارزیابی عملکرد با تأکید بر عدالت الگوریتمی، شخصیسازی بازخورد، و همراستایی با راهبردهای سازمانی. این مضامین در قالب ۱۶ زیرمضمون و بیش از ۸۰ کد مفهومی استخراج شدند.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که استفاده از الگوریتمهای هوشمند در ارزیابی عملکرد میتواند دقت، شفافیت و کارآمدی سازمانی را افزایش دهد. با این حال، ملاحظات اخلاقی، شفافیت الگوریتمی و آموزش کارکنان نقش مهمی در موفقیت این رویکرد ایفا میکنند. سازمانها باید با بهرهگیری از دادههای رفتاری و یادگیری ماشین، نظامهای ارزیابی خود را بازطراحی و بر پایه عدالت و تصمیمگیری دادهمحور استوار کنند.
اقتصاد چرخشی در بستر فناوریهای هوشمند: تحلیلی کیفی از مضامین نوآوری، حکمرانی و پایداری
هدف: هدف این پژوهش، شناسایی و تبیین ابعاد کلیدی اقتصاد چرخشی در بستر فناوریهای هوشمند با تمرکز بر مضامین نوآوری فناورانه، حکمرانی دادهمحور و پایداری زنجیره ارزش بود.
روشها و مواد: پژوهش حاضر از نوع کیفی و با رویکرد تحلیل مضمون انجام شد. دادهها از طریق مرور نظاممند ادبیات علمی و بررسی ۱۲ مقاله منتخب در پایگاههای Scopus، Web of Science و ScienceDirect گردآوری شدند. انتخاب مقالات بر اساس معیارهای اعتبار علمی، ارتباط موضوعی و انتشار در بازه زمانی اخیر انجام گرفت. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار NVivo 14 در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفت و فرایند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت.
یافتهها: نتایج تحلیل نشان داد که سه مضمون اصلی شامل نوآوری فناورانه، حکمرانی هوشمند و پایداری زنجیره ارزش، بنیانهای اصلی تحقق اقتصاد چرخشی در بستر فناوریهای هوشمند هستند. در بُعد نوآوری فناورانه، فناوریهایی چون اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی و بلاکچین در بهینهسازی فرآیندها، کاهش ضایعات و افزایش شفافیت نقش کلیدی دارند. در محور حکمرانی، سیاستگذاری دادهمحور، مقررات سبز و همکاریهای چندبخشی بهعنوان عوامل تسهیلکننده معرفی شدند. همچنین در بُعد پایداری، طراحی چرخه عمر محصول، لجستیک معکوس و مدلهای کسبوکار اشتراکی از مهمترین مؤلفهها شناسایی گردیدند.
نتیجهگیری: اقتصاد چرخشی در بستر فناوریهای هوشمند تنها زمانی به موفقیت میرسد که نوآوری فناورانه با حکمرانی هوشمند و سیاستگذاری مبتنی بر داده تلفیق شود. یافتهها نشان میدهند که فناوریهای دیجیتال، شفافیت و کارایی را افزایش داده و زمینهساز پایداری اقتصادی و زیستمحیطی هستند. این نتایج میتواند راهنمای سیاستگذاران و مدیران صنعتی در طراحی چارچوبهای عملی برای تحقق توسعه پایدار باشد.
یادگیری ترکیبی در آموزش عالی: مروری بر مدلهای موفق
هدف: هدف این مطالعه، مرور نظاممند مدلها و الگوهای موفق یادگیری ترکیبی در آموزش عالی و شناسایی مؤلفههای کلیدی مؤثر بر طراحی، اجرا و پیامدهای آموزشی این رویکرد است.
روشها و مواد: این پژوهش از نوع مرور کیفی است و با رویکرد تحلیل مضمون انجام شد. دادهها از طریق مرور نظاممند ادبیات پژوهشی و انتخاب ۱۲ مقاله علمی مرتبط با یادگیری ترکیبی در بازۀ زمانی ده سال اخیر گردآوری شد. مقالات با استفاده از نرمافزار Nvivo 14 کدگذاری و تحلیل شدند. فرایند تحلیل به روش استقرایی و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. معیار انتخاب منابع شامل تمرکز بر آموزش عالی، ارائه مدلهای کاربردی و گزارش شواهد تجربی موفق بود.
یافتهها: نتایج تحلیل دادهها منجر به شناسایی سه مضمون اصلی شد: ۱) طراحی آموزشی و مدلهای پداگوژیک، ۲) عوامل فناورانه و زیرساختی، و ۳) پیامدها و اثرات یادگیری ترکیبی. در مضمون نخست، طراحی تعاملات، انسجام محتوا و راهبردهای تدریس نوین نقش کلیدی داشتند. مضمون دوم نشان داد زیرساخت فنی، مهارتهای فناورانه و امنیت داده از الزامات اجرای پایدار هستند. مضمون سوم نیز بیانگر بهبود کیفیت یادگیری، ارتقای مهارتهای قرن بیستویکم و افزایش رضایت دانشجویان بود.
نتیجهگیری: نتایج این مرور نشان میدهد که یادگیری ترکیبی تنها زمانی موفق است که میان سه بعد پداگوژیک، فناورانه و سازمانی توازن برقرار شود. طراحی آموزشی تعاملی، پشتیبانی فنی مؤثر و فرهنگسازی سازمانی، از عوامل حیاتی در موفقیت و پایداری این مدل هستند. یافتههای مطالعه میتواند مبنایی برای سیاستگذاری آموزشی، طراحی دورههای ترکیبی و توسعه دانشگاههای هوشمند باشد.
نقش تحلیل دادههای رفتاری در مدیریت عملکرد منابع انسانی
هدف: هدف این مطالعه بررسی تأثیر تحلیل دادههای رفتاری بر بهبود مدیریت عملکرد منابع انسانی و شناسایی ابعاد کلیدی آن در سازمانها است.
مواد و روشها: این پژوهش از نوع مروری کیفی است و بر اساس تحلیل ۱۲ مقاله منتخب منتشرشده در حوزه تحلیل دادههای رفتاری و مدیریت عملکرد منابع انسانی انجام شد. دادهها با استفاده از مرور نظاممند و تحلیل محتوای کیفی استخراج شد و به اشباع نظری رسید. برای تحلیل و سازماندهی دادهها از نرمافزار Nvivo نسخه ۱۴ استفاده گردید و کدها در قالب مضامین اصلی و زیرمضامین طبقهبندی شدند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که تحلیل دادههای رفتاری سه بعد اصلی دارد: «بهبود عملکرد کارکنان»، «نقش فناوری و زیرساخت دادهای»، و «پیامدهای سازمانی». تحلیل رفتار کارکنان موجب شناسایی الگوهای عملکرد، پیشبینی رفتارهای پرخطر و ارائه بازخورد شخصیسازیشده میشود. فناوریهای دادهمحور مانند HRIS، هوش مصنوعی و کلانداده، امکان پردازش و تحلیل حجم وسیعی از دادهها را فراهم میکنند. پیامدهای سازمانی شامل بهبود تصمیمگیری منابع انسانی، افزایش انگیزش و درگیری شغلی، توسعه سرمایه انسانی و ارتقای شفافیت و اعتماد سازمانی است. همچنین، اجرای تحلیل دادههای رفتاری نیازمند توجه به مسائل اخلاقی، حریم خصوصی و کیفیت دادههاست.
نتیجهگیری: تحلیل دادههای رفتاری ابزاری مؤثر برای بهبود مدیریت عملکرد منابع انسانی است که میتواند تصمیمگیری مبتنی بر شواهد را تقویت کرده و فرهنگ دادهمحور در سازمانها ایجاد کند. با این حال، توجه به زیرساختهای فناورانه، چارچوبهای اخلاقی و آموزش مدیران برای تفسیر دادهها، شرط موفقیت این رویکرد محسوب میشود.
راهبردهای یادگیری سازمانی در محیطهای مبتنی بر هوش مصنوعی
هدف: هدف از این مطالعه شناسایی و تبیین راهبردهای یادگیری سازمانی در سازمانهای مبتنی بر هوش مصنوعی و بررسی زیرساختها، فرایندها و پیامدهای کلیدی آنها بود.
روشها و مواد: این پژوهش یک مطالعه مروری کیفی بود که بر اساس تحلیل ۱۲ مقاله علمی معتبر بینالمللی انجام شد. دادهها صرفاً از طریق مرور نظاممند ادبیات علمی گردآوری شدند و تحلیل مضمون (Thematic Analysis) با استفاده از نرمافزار Nvivo نسخه ۱۴ انجام شد. اشباع نظری به عنوان معیار اعتبار تحلیل مورد توجه قرار گرفت و مضمونهای اصلی استخراج و دستهبندی شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که یادگیری سازمانی در محیطهای هوش مصنوعیمحور از سه بُعد اصلی تشکیل میشود: (۱) زیرساختهای فناورانه، فرهنگی و مدیریتی؛ (۲) فرایندهای یادگیری شامل اکتساب، تسهیم، ذخیرهسازی، بهکارگیری و بازخورد دانش؛ و (۳) پیامدها و راهبردهای توسعه شامل توانمندسازی تصمیمگیری دادهمحور، نوآوری و اخلاق یادگیری. یافتهها نشان میدهد که تعامل سازنده میان انسان و ماشین، فرهنگ یادگیری سازمانی و رهبری دیجیتال نقش کلیدی در ارتقای یادگیری و نوآوری ایفا میکنند.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان میدهد که یادگیری سازمانی در عصر هوش مصنوعی فراتر از فرایندهای سنتی بوده و به یک اکوسیستم پویا، خودتقویتکننده و دادهمحور تبدیل شده است. سازمانهایی که بتوانند زیرساختهای فناورانه و فرهنگی مناسب ایجاد کنند و تعامل انسان–ماشین را بهینهسازی نمایند، قادر خواهند بود از مزیت رقابتی پایدار، نوآوری مستمر و تصمیمگیری دقیق بهرهمند شوند. این پژوهش چارچوب مفهومی جامعی برای مطالعات آتی و سیاستگذاری سازمانی در زمینه یادگیری هوشمند ارائه میدهد.
دربارهی مجله
نشریه راهبردهای مدیریت هوشمند و توسعه یک نشریه علمی ـ پژوهشی بینالمللی و میانرشتهای با دسترسی آزاد (Open Access) است که با هدف توسعه و گسترش پژوهشهای نوین در حوزههای مدیریت، راهبردهای توسعه، نوآوری و فناوریهای هوشمند منتشر میشود. این نشریه بستری علمی برای تبادل اندیشهها، ارائه یافتههای پژوهشی و تحلیل نظریههای نو فراهم میآورد تا تعامل میان دانشگاه، صنعت، و نهادهای سیاستگذار را در مسیر پیشبرد مدیریت هوشمند و توسعه پایدار تقویت کند.
نشریه بهطور ویژه به چاپ مقالاتی میپردازد که نظریههای نوین مدیریت را با فناوریهای هوشمند و دادهمحور همچون هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، تحلیل دادههای کلان، خودکارسازی، و تحول دیجیتال تلفیق میکنند و به بررسی چالشها و فرصتهای ناشی از این تحول در بخشهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و سازمانی میپردازند.
راهبردهای مدیریت هوشمند و توسعه آثار پژوهشی اصیل، مقالات مروری نظاممند، مطالعات موردی، مدلسازیهای تحلیلی و مقالات مفهومی را که از نظر نظری و کاربردی دارای ارزش افزوده هستند منتشر میکند. این نشریه پلی میان پژوهشگران، مدیران اجرایی و تصمیمگیران سیاستی ایجاد میکند تا یافتههای علمی در خدمت بهبود تصمیمسازیها و ارتقای هوشمندی مدیریتی قرار گیرد.
شماره کنونی
مقالات
-
راهبردهای یادگیری سازمانی در محیطهای مبتنی بر هوش مصنوعی
رضا حبیبی ; زهرا فرهمند * ; سمیه موسوی1-11 -
نوآوری در ارزیابی عملکرد کارکنان بر پایه الگوریتمهای هوشمند: یک مرور نظاممند کیفی
زینب مرادی ; علی سلیمانی *1-10